خرید بک لینک

درباره سایت

یه پسر

امکانات وب

امروز آخرین روز ساله... کی فکرشو می کرد امسال اینجوری تموم شه... فکر کنم تقریبن یک ماهه کلاً همه چیز به حالت نیمه تعطیل در اومده و هیچ کار و سرگرمی خاصی نیست... هر سال می گفتیم امسال اصن حال و هوای عی

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:18

یکی از چیزایی که جدیداً خیلی برام پر رنگ شده بی حوصلگیمه. نمی دونم واقعاً سن میره بالاتر این اتفاقا می افته و طبیعیه یا برای من خیلی محسوس شده. یه جورایی هم به نظرم بی انگیزگی هست.مثل همین بلاگ نویسی.

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:18

همچنان هفته ای یه بار می رم سرکار و دیگه این روال بیکار بودن صوب تا شب و دورکاری عادی شده و از این که بیرون نمی رم دیوانه نمی شم و عادت کردم...یه اتفاق دیگه افتاد. نمی دونم بگم خوبه یا بد. هم خیلی آرز

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:18

خواستم بخوابم یادم افتاد این نقطه مهم تو زندگیمو یادم رفت ثبت کنم. این که امروز رسماً بهم گفته شد دارم منتقل می شم یه بخش دیگه. فکر کنم غمگین ترین آدم رو زمین منم الآن. دیگه تصمیم گرفتم ناشکری نکنم و چیزی نگم اما واقعاً ناراحت و دل تنگم. به اضافه این که به شدت از این اتفاق و تغییر می ترسم...

خدایا خودت کمک کن. ان شاءالله همه چیز خیر و خوب باشه...

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:18

دلم برای اون روزا تنگ شده

روزای گرم تابستون

روزایی که بی خیال دنیا آسمون رو نگاه می کردم ابرها شبیه چیه...

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 8:18

صفحه بندی